ای تو که حتی تو تله راه فرار و بلدی
تو این غروب یخ زده به قلب من خوش آمدی
گذشتن از تو ساده نیست برگ برنده منی
مدتیه به این دل شکسته سر نمی زنی
مهمونی دلم رو با چشات چراغونی می کنی
با یه اشاره خونه ی این شبو داغون می کنی
فانوسک ترانه به یاد تو روشنه
قلبم یکی در میون برای تو میزنه
حوالی چشمای تو نمی شه آفتابی نشد
نمی شه سرگردون این شبای بی خوابی نشد
نمی شه از برق چشات به صبح فردا نرسید
به تو نمی شه دل نبست نمی شه از تو دل برید
نمی شه پشت پا نزد به روزگار لعنتی
نمی شه آواره نشد تو اون نگاه قیمتی
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 17:31 توسط دو دوست |




+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 22:57 توسط دو دوست |
تو یعنی کوچه باغ آررزو را به روی گل یاس باز کردن
تو یعنی گونه های غنچه ای را به رسم مهربانی ناز کردن
تو یعنی تا ابد آئینه بودن برای خاطر دلهای یاران
تو یعنی بی ریا چون یاس بودن و یا به شهر شبنم ها رسیدن
تو یعنی غربت یک اطلسی را ز شوق آرزو سرشار کردن
تو یعنی با طلوع آببی مهر صبور ومهربان ایثار کردن
تو را آنقدر در دل می سرایم که دل یعنی تو را زیبا سرودن
فدای تو شقایقهای احساس و رویای بی آغاز سرودن
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 11:16 توسط دو دوست |
عشقبازی به همین آسانی است ... / که دلی را بخری / بفروشی مهری / شادمانی را حراج کنی / رنج ها را تخفیف دهی / مهربانی را ارزانی عالم کنی / و بپیچی همه را لای حریر احساس / گره عشق به آنها بزنی/ مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند / عشقبازی به همین آسانی است... /
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 13:8 توسط دو دوست |
خیلی زودتر از آمدنت می روی من می مانم و حسرت های یک روزگار تلخ ولی از قلب عاشق تو ممنونم ، هزاران بار چرا که عاشق شدن را بی توقع و بی منت برای من گذاشتی / این بار هم بی منت برگرد ...
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 12:58 توسط دو دوست |


+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 22:23 توسط دو دوست |